سلام به همه

زندگی در جامعه مستلزم ارتباط با سایرین و برای رشد کردن الزام به یاد گیری است در همین راستا امده ام تا از شما بیاموزم و انچه را فکر میکنم با شما درمیان بگذارم و به کمک شما خود را تصحیح کنم میدانم که مرا یاری میدهید .در مسیر حقوق نوپایی تازه واردم و محتاج اموختن تجربیات اساتید ی که در این راه طی طریق کرده و تجربه اندوخته اند و در همین اغاز اذعان میکنم که چیزی نمی دانم و به هرچه که به من بیاموزید سخت احتیاج دارم لطفتان را دریغ نکنید وبا نظراتتان یاریم کنید

جرم به مثابه یک پدیده ارگانیک

برای بررسی یک موضوع ابتدا مبنای پیدایش ان وچگونگی منشا ئ ان  مورد توجه قرار میگیرد ودر پاسخ به چرایی ان یعنی فلسفه اش دقت میشوداثارش مورد بحث قرار گرفته تاثیر وتاثرات متقابلش در نظر گرفته میشود .

جرم موضوع علم جرم شناسی است گرچه تنها موضوع این علم نیست و موضوعاتی چون مجازات و بزه دیده (مجنی علیه )ومجرم وسیاست کیفری و... موضوعات دیگران است اما تکیه گاه ومحور تمامی این موضوعات و در اصل علت العلل " پدیده جرم "میباشد چرا که با نبودن ان بقیه موضوعات سالبه به انتفائ موضوع است .

پس نخست باید این سوالات را مورد بحث قراردهیم

جرم چیست ؟

ایا جرم یک پدیده انتزاعی است یا در تاثیر و تاثر متقابل با سایر پدیده ها است ؟

علل پیدایش جرم چیست؟

اثر جرم چیست؟

ایا جرم مفید است یا مضر ؟

ایا میشود از وقوع ان جلوگیری کرد ؟

راهکار مقابله با اثار زیان بار ان کدامست ؟

تا پاسخی ابتدایی برای این سوالات پیدا نشود وانرا در یک دستگاه منسجم فکری قرار ندهیم که ارتباط منطقی و ارگانیک با ان داشته باشد به موضوعات دیگر این علم پرداختن نتیجه ای حاصل نمی کندپس یک جرم شناس اولین وظیفه اش شناخت محوری ترین موضوع یعنی پدیده جرم است قبل از هر پاسخی ابتدا به چند نکته باید توجه کرد .

اولین نکته این که شخص مجرم وجرم شناس (انسان) در جامعه انسانی زندگی میکنند و دارای پیشینه فکری خاص خود و دارای خصوصیات ویژه ان جامعه هستند در تاثیر و تاثر متقابل با ان جامعه قرار دارند از فرهنگ وتاریخ و سنن قوانین وشیوه تفکر غالب ان در مسیر زندگیش تاثیر پذیرفته و بازتاب دهنده ان هستند محیط پیرامونشان اورا فراگرفته وبنیاد های فکری ان در انها نفوذ کرده بنا براین همواره می توان در علل ارتکاب جرم توسط مجرم و در نحوه نگرش هر جرم شناس انعکاس انرا ملاحظه کرد .

دومین نکته منطقه جغرافیایی(مکان) یعنی محیط جرم است چرا که هر نقطه جهان  دارای طبیعت خاص خود است که این طبیعت اثر خود را در شیوه زندگی و نحوه تفکر ساکنین جوامع گوناگون نشان میدهد کاری که در یک محیط پسندیده و حتی ترک ان موجب نکوهش میشود در نقطه ی دیگرانجام ان  مستحق سرزنش میباشد.اب وهوا و طبیعت هر منطقه موجد خصوصیات ویژه ان منطقه است .

سومین نکته این است که در چه مقطع تاریخی(زمان) و شرایط زمانی این پدیده  مورد بررسی قرار میگیرد چرا که هر مقطع تاریخی نیز دارای ویژگی خاص خود است شیوه تفکر و پارادایم غالب در هر مقطع تاریخی متفاوت است پیشرفت تکنولوژی وصنعت در دوران باستان و امروز در شکل ارتباطات جوامع نقش ایفا میکند دستاورد های جوامع در مقطعی برای تاثیر گذاری در اندیشه نقاط دیگر زمانبر بوده حال انکه در امروز تقریبا به ساعت و ثانیه است و محتاج به یک" کلیک ".

در همین سه نکته اولیه ملاحظه شد که جرم  پدیده ایست که درجوامع انسانی ودر بستر زمان و مکان وبه توسط(جرم شناس ) انسان مورد بررسی قرار می گیرد و باید همانند جامعه انسانی واجد دو ویژگی زمانی و مکانی و به مثابه یک پدیده ارگانیک و زنده و فعال که دارای خصوصیات ویژه وارگانیک است در نظر گرفته شود و همانطور که هر ارگانیسم در چهاچوب قانون مندیهای تکاملی قرار دارد و این قوانین بر ان حاکم است جرم را نیز در این دستگاه قرار داد وانرا همجون یک ارگان زنده حیاتی بررسی کرد.با این مقدمات و در چنین دستگاهی  بحث پیگرفته می شود . ...          ادا مه دارد